close
تبلیغات در اینترنت
محکوم به دلبستن
نویسندگان
موضوعات مطالب
لينك دوستان
آمار
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز: 23
» بازدید دیروز : 12
» هفته گذشته : 63
» ماه گذشته : 169
» سال گذشته : 1505
» کل بازدید : 167647
» کل مطالب : 172
» نظرات : 338
درباره سنگ صبور

عزیزم: نقطه سر خط.!!! بی وفاییت شده عادت. تو نوشته بودی دیدار .... سه تا نقطه تا قیامت! عزیزم: نقطه سر خط. تلگرافی شده نامت. قلبم و مچاله کردی توی نقطه چین نامت. زیر درد و خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم. تا بدونی که به اسمم تا دم جونم طلسمم. عزیزم: نقطه ته خط. برو با خیال راحت. به تو تقدیم این ترانه. عوض جواب نامت.....
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
نظر سنجی
از نظر شما در بیشتر مواقع کدامیک دست به خیانت میزند
امكانات
طراح قالب

RSS

Powered By
Paezan

تبلیغات

توجه

به وبلاگ بزرگ سنگ صبور خوش آمدید____________________نویسندگان وبلاگ لحظات خوشی را برای شما در این وبلاگ آرزومندند_______________________لطفا مارا از نظرات خود درمورد این وبلاگ آگاه کنید_________________________________دوستانی که اشعار عاشقانه یا مطالب ویا داستان عاشقانه دارن در قسمت نظرات وبلاگ یاداشت کنند_______________________________در ضمن از نویسندگان مشتاق دعوت به همکاری به عمل می آید ___ فقط کافیست درخواست دهید_________________________________باتشکر از همه شما

محکوم به دلبستن

محکوم به دلبستن


  


به هوای قلب من آمدی و گفتی عاشقی ،اما اینک هوای قلبم را نداری

به عشق بودنم آمدی و گفتی عاشقم هستی ، 

گفتی مثل دیگران بی وفا نیستی و تا آخرش با من هستی

اینک نه تو را میبینم نه عشقی از تو را

اینک نه وفا را میبینم و نه محبتی از تو را

حالا تنها خودم را میبینم و چشمهای خیسم را ، 

اینک تنها قلبی شکسته را در سینه حس میکنم که

بدجور پشیمان است که چرا به تو دلبسته

چرا با تو عهد عشق را بست ، عشق تنها یک ( کلمه ) بود 

نه آن احساسی که تا ابد ماندگار بماند

آمدی و یک یادگاری تلخ در قلبم گذاشتی و اینک هوای قلبم را با حضورت سرد کردی

شب که میرسد خیس است چشمهای خسته ام ، 

از فردا بیزارم دلم نمیخواهد کسی بفهمد که دلشکسته ام

نمیخواهم دیگر با غروب روبرو شوم ، غروب همان آتشی است که 

در این لحظه های تنهایی بیشتر میسوزاند دلم را

گرچه نمیتوانم ،اما نمیخواهم دیگر به تو فکر کنم ، 

نمیخواهم دیگر یک لحظه نیز در فکر حال و هوای رفتنت 

این لحظه های سرد را با گریه سر کنم

خیلی دلم میخواهد فراموشت کنم ، 

خیلی دلم میخواهد عاشقی را از قلبم دور کنم ،

اما نمیتوانم!

آینه را از من دور کنید ، طاقت ندارم ببینم چهره ی پریشانم را

پنجره را ببندید ، تحمل ندارم ببینم آن غروب پر از درد را

اگر تا دیروز محکوم به تنهایی بودم ، اما اینک محکوم دلبستن به یک عشق دروغینم، 

تا به امروز در قلب بی وفای تو حبس بود، از این لحظه به بعد نیز باید در زندان تنهایی حبس ابد باشم

میخواهم در حال خودم در همین زندان تنها باشم ...

شاید بتوانم فراموشش کنم...  
 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظر یادتون نره

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
برچسب : محکوم به دلبستن ,
تعداد بازدید : 272

نوشته شده در جمعه 21 آبان 1389 توسط mehdi| لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر