close
تبلیغات در اینترنت
از اون روزی که رفتی...
نویسندگان
موضوعات مطالب
لينك دوستان
آمار
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز: 68
» بازدید دیروز : 17
» هفته گذشته : 97
» ماه گذشته : 257
» سال گذشته : 1908
» کل بازدید : 168050
» کل مطالب : 172
» نظرات : 338
درباره سنگ صبور

عزیزم: نقطه سر خط.!!! بی وفاییت شده عادت. تو نوشته بودی دیدار .... سه تا نقطه تا قیامت! عزیزم: نقطه سر خط. تلگرافی شده نامت. قلبم و مچاله کردی توی نقطه چین نامت. زیر درد و خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم. تا بدونی که به اسمم تا دم جونم طلسمم. عزیزم: نقطه ته خط. برو با خیال راحت. به تو تقدیم این ترانه. عوض جواب نامت.....
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
نظر سنجی
از نظر شما در بیشتر مواقع کدامیک دست به خیانت میزند
امكانات
طراح قالب

RSS

Powered By
Paezan

تبلیغات

توجه

به وبلاگ بزرگ سنگ صبور خوش آمدید____________________نویسندگان وبلاگ لحظات خوشی را برای شما در این وبلاگ آرزومندند_______________________لطفا مارا از نظرات خود درمورد این وبلاگ آگاه کنید_________________________________دوستانی که اشعار عاشقانه یا مطالب ویا داستان عاشقانه دارن در قسمت نظرات وبلاگ یاداشت کنند_______________________________در ضمن از نویسندگان مشتاق دعوت به همکاری به عمل می آید ___ فقط کافیست درخواست دهید_________________________________باتشکر از همه شما

از اون روزی که رفتی...

راستی از روزی که رفتی ،من به آسمون پریدم...
دیگه اون نگاه عشقو من توی چشمام ندیدم!...
خیلی راحت اینو گفتم :که دیگه دوست ندارم...
می خوام اون قلب سیاهتو توی مردابی بزارم


رفتی از دلم چه آسون بی هوا خیلی گریزون
می دونستم برمی گردی یه روزی خیلی پشیمون
دیگه فایده ای نداره بمونی یا که نمونی
آره دیگه نمی گیرم از تو حتی یه نشونی



می دونستم برمی گردی پر احساس،پر خواهش
دیگه حس نمی کنی تو دستمو واسه نوازش...
خودت آرزو می کردی که دیگه برات نمیرم...
خودم اینو خوب شنیدم نمی خوام دیگه ببینم



دیگه اون حس و ندارم توی چشمام واسه تو
می خوام اینو خوب بفهمی ،تو نداشتی ارزشش رو



خود تو شکستی رفتی به چه آسونی گذشتی
فکر نکردی وقتی میری!؟...پل رو پشت سر شکستی؟

توی یک خیال باطل بی هوا نفس کشیدی...
دست عشقمو واسه یکبار تو بودی که پس کشیدی



آره زندگی م قشنگ شد ،روزی که رفتی زیادم
تو نبودی لایق من ،لایق این عشق پاکم...
تو می خندیدی وانگار دنیا تو دستای تو بود
ندونستی که صداقت عشقمو تا به کجا برد!...



راستی اینبار واسه کی؟!...داری ازچشماش می خونی؟
نمی خوای به پاش بمونی ...خودت اینو خوب می دونی!
آره انگار داری عادت تو به این بازیگری...
این نشد خیلی ها هستن...بگیری عشق شونو تو سرسری



توی این سیاه ظلمت چی می مونه جز یه حسرت؟!
حسرت یه روز عشقی که نکردی تو چه راحت...
قلب تو داره می پوسه ،چشم تو داره می سوزه
نمی خوای که چشماشو عشق دوباره به در بدوزه...



رنگ این شبای مهتاب دیگه رنگ اون چشمات نیست
آره حتما خوب می فهمم نباید واسه تو که اشک ریخت!
دیگه فایده ای نداره اشک تمساح تو امروز
نمی شه از اون بخونی...حتی انگار واسه یک روز...



خود تو زدی شکستی حرمت این عشق پاک و
خودت بیراهه می رفتی ...من نخواستم اینو از تو
رفتی از دلم چه آسون ،بی هوا خیلی گریزون؟!...
من خوشم به عشق دنیا ،خوب نگام کن موندی حیرون...



خوب نگام کن واسه یک بار،داری دستامو می بینی؟!
خوب می دونم خوردی حسرت می خوای کنارم بنشینی...
دست گرم مو بگیری تو با یه نگاه ساده...
دنبالم باید بیافتی تو با اون پای پیاده...!!!!!!!


درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
برچسب : خیلی راحت ترکم کردی شاهزاده ،تازه فهمیدم مرامت اینه... ,
تعداد بازدید : 476

نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1389 توسط mehdi| لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر