close
تبلیغات در اینترنت
آه،افسوس که تو فریاد مرا نشنیدی...
نویسندگان
موضوعات مطالب
لينك دوستان
آمار
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز: 9
» بازدید دیروز : 13
» هفته گذشته : 48
» ماه گذشته : 236
» سال گذشته : 758
» کل بازدید : 166900
» کل مطالب : 172
» نظرات : 338
درباره سنگ صبور

عزیزم: نقطه سر خط.!!! بی وفاییت شده عادت. تو نوشته بودی دیدار .... سه تا نقطه تا قیامت! عزیزم: نقطه سر خط. تلگرافی شده نامت. قلبم و مچاله کردی توی نقطه چین نامت. زیر درد و خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم. تا بدونی که به اسمم تا دم جونم طلسمم. عزیزم: نقطه ته خط. برو با خیال راحت. به تو تقدیم این ترانه. عوض جواب نامت.....
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
نظر سنجی
از نظر شما در بیشتر مواقع کدامیک دست به خیانت میزند
امكانات
طراح قالب

RSS

Powered By
Paezan

تبلیغات

توجه

به وبلاگ بزرگ سنگ صبور خوش آمدید____________________نویسندگان وبلاگ لحظات خوشی را برای شما در این وبلاگ آرزومندند_______________________لطفا مارا از نظرات خود درمورد این وبلاگ آگاه کنید_________________________________دوستانی که اشعار عاشقانه یا مطالب ویا داستان عاشقانه دارن در قسمت نظرات وبلاگ یاداشت کنند_______________________________در ضمن از نویسندگان مشتاق دعوت به همکاری به عمل می آید ___ فقط کافیست درخواست دهید_________________________________باتشکر از همه شما

آه،افسوس که تو فریاد مرا نشنیدی...

 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره به کسي توجه نمي کنه ....

از کسي خجالت نمي کشه ....

مي باره مي باره ........

انقدر مي باره تا ابي شه ...

افتاب شه ...

!!کاش مي شد ....

 مثل اسمون بودي ....

کاش وقتي دلت گرفت انقدر بباري تا بالاخره افتابي شي ....

همه چيز فراموشت بشه !!!

یک لحظه که تو در خاطرات معصومانه ی قلبی تکرار می شوی.

 

 آن لحظه ی تاریک و خاموش رنگ پریده را در سکوت کوهساران نمی گویم،

 

 آن لحظه را نمی گویم که تو از آن آفریده می شوی،

 

 لحظه ی هم آغوشیم  با سنگ تیره ی گوری را می گویم  که تو با دستانت برایم ساختی،

 

 آن لحظه را می گویم که قلب خاموشم را هم بستر خاک سرد کوهساران کردی.

 

 لحظه ی شکست را می گویم؛

 

شکست بی صدای یک  قلب!!

 

لحظه ای که تکرار می شود، تکرار

 

 اشک های بی روح شیشه ایت را نمی گویم.

 

 زجه های شبانه ی قلبی را می گویم که طپشش با تعداد نفس هایت برابر بود

 

یک لحظه را می گویم...

 

همان یک لحظه  را  که تو در خواب ناز غروری  ابلهانه غوطه ور بودی؟!

 

 

تمام اعتمادم را ویران می کنی،

 

خطوط منظم زندگیم را در هم می شکنی و تمام اعتمادم را ویران می کنی!

 

توقف می کنی،

 

این جا توقف می کنی؛در انتظار فریاد خشمم توقف می کنی،

 

قطره ای بیگانه در چشمانم حلقه میزند،

 

گونه ام می لرزد،

 

فرومی ریزد تمام فریاد قلب آکنده از دردم، فرومی ریزد بر روی گونه های مضطربم،

 

در تاریکی شب برق می زند دو چشمت خیره بر چشمانم!

 

آه، افسوس که تو فریاد مرا نشنیدی؟!


درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
برچسب : بی اعتمادی،بی اعتمادی،بی اعتمادی... ,
تعداد بازدید : 311

نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1389 توسط mehdi| لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر